کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

در اینجا روزانه های زندگیم را می نویسم

آخرین مطالب

عید فطر مباااااااااااااااااااااااااااارک

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۳۳ ب.ظ

اینقدر دیر به دیر فرصت میکنم بیام که رشته کلام از دستم دراومده...

خییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم که بالاخره عید فطر اومد...

امسال برام روزه گرفتن خیلی سخت بود... حجم کارهای زیاد... رفتن به اداره دیگه.. داشتن بچه کوچیکی که مدام دلش بیرون میخواد و پااااااااااارک...!!!! کارهای خونه و ..... واقعا باعث میشد همیشه ضعف و سردرد و گرسنگی داشته باشم.... شب های قدر خیلی بهم مزه داد... احساس میکنم خیلی سبک شدم..

در این میون بیماری همسری و بیمارستان و عمل و ... هم به مشکلاتم اضافه کنید.... !!! خیلی شرایط سختی بود...

برای همسری نذر قربونی کردم به سلامتی برای روز جمعه انجام میشه...

حالا تو این هاگیر واگیر باز راه انداختن جار و جنجال از طرف خانواده همسری و گله گذاری های معمول و توهین و حرف های زشت و مشاجرات .... رو هم در ماه مبارک رمضان.. ماه نزدیک شدن به خداوند و صله ارحام رو هم اضافه کنید...!!!! البته من مثل همیشه سکوووووووووووووووت کردم...

به جای اینکه مهربونی کنن و محبت ها رو با محبت جواب بدن... به طور معکوس عمل کردن...

ولی  با این تفاسیر باز پاشدیم و با همسری مراسم ختم یکی از بستگان فامیل همسری رو رفتیم...


خوب طبق معمول مامان اینا برام ماه رمضونه آوردن و دایی ام هم زحمت کشید و برام ماه رمضونه آورد هر چند اونم کلی حواشی ایجاد کرد و اعصابم داغون شد...

کلا هر جای این ماه رو نگاه میکنم پر از اضطراب و درد سر و اعصاب خوردی بوده... انشالله این چند روز تعطیلات فطر بهم خوش بگذره بلکه ام یه کم آروم شم...


تغییر رویه دادن توی برخورد با بعضی از آدم های توی زندگی مون کار سختی هست و برای من غیر ممکن بود چون تربیت من همیشه بر روی گذشت و مدارا بوده... اما انگار باید با بعضی ها محکم برخورد کرد و جلوشون ایستاد...

همسری موافق تغییر رویه است و روی من هم کار میکنه... راست میگه یه جاهایی یا بهتر بگم اکثر جاها این روحیه من باعث افزایش توهین ها بهم شده طوری که احساس کردن نمی فهمم یا مطمئن بودن هر طوری با من رفتار کنن حتما دفعه بعد بازم همون موجود آروم مهربون با روی گشاده و سفره باز رو میبینن که داره بهشون لبخند میزنه و هرگز بدی هاشون رو جایی نمیگه... و البته جبران نمیکنه ...

به نظرم یه مدت دوری و سرسنگینی و بی تفاوتی لازمه تا بعضی ها بفهمن واقعا همیشه یه نفر نمیتونه کارهای بد و توهین هاشون رو با گذشت و صبوری تحمل کنه...

دوست دارم یه مدت با آرامش زندگی کنم و به همسری و دخترم و خونه ام برسم...

این زمان برای فکر کردن و به خود اومدنشون مناسبه..


امیدوارم تعطیلات به همه خوش بگذره و روزه و نمازهاشون قبول درگاه حق باشه.

التماس دعا


  • زهرا مهربون

نظرات  (۲)

عبادات قبووول

عید شما هم پیشاپیش مباااارک
  • سرباز صفر
  • سلام
    دعوتید به " اتمام ماه مبارک رمضان، مصیبتی عظیم "
    http://sarbaz0.blog.ir/post/1395
    خوشحال میشم نظرتون رو درمورد یادداشتم بدونم. اگر مطلب رو دوس داشتید لایک کنید و ما رو دنبال کنید
    التماس دعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">