کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

در اینجا روزانه های زندگیم را می نویسم

آخرین مطالب

برای کسی تب کن که برات بمیره...!!!

سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۰۱ ق.ظ

یه وقت هایی آدم باید پا روی دلش بذاره و بیخود و بی جهت به کسی بیشتر از حدش محبت و توجه نکنه... چرا که در این صورت نه تنها فقط شأن و شخصیت خودش رو پایین میاره بلکه اون طرف هم گستاخ تر و بی تربیت تر از همیشه میشه...

اصلا از قدیم گفتن برای کسی تب کن که برات بمیره... ولی متأسفانه من بارها و بارها از این سوراخ گزیده شدم و توبم نمیشه...هزار بار به خودم گفتم زهرا دیگه بسه... تمومش کن.. ولی باز دلم سوخته... آخی یکی نیست بگه به تو چه مربوط که نخود هر آشی خودت رو میکنی..؟؟؟ طرف مشکل داره... بذار خودش مشکلش رو حل کنه... وکیل وصی مردم که نیستی؟؟؟ حالا اگر در این حین هم وقتی خودم دلم گرفته بود و نیاز به کمک داشتم یکی دستم رو گرفته بود میگفتم بلللللللللللللللللللله .... دیگران هم قدر محبت هام رو میدونن... بهم توجه میکنن... ولی وقتی هیچ کدوم از این ها نیست چرا اینقدر برای مردم سینه چاک میکنم؟؟؟ این سوالی که تمام دیشب و امروز دارم از خودم سوال میکنم و حالم داره بدتر میشه....

هرگز هم نشده بتونم از این کارم دست بکشم...

باید یه تصمیم جدی بگیرم و این دلسوزی مسخره ام رو بذارم کنار... تا کی باید بار همه روی دوش من باشه...؟؟؟ خودم میدونم آدم باید برای خدا کاری رو انجام بده .. ولی خود خدا هم نگفته اینقدر از خودت مایه بذار که فکر کنن احمقی... و اصلا به روی خودشون نیارن...

دیروز هم سر یه موضوعی برای یکی از نزدیک ترین افراد زندگیم یه مبلغ پول کارت به کارت کردم... که موعد چک هاش داشت میرسید ...میدونم پس نمیده و دیگه شد مال خودش... بعدش حتی یه تشکر خشک و خالی نکرد که هیچ... حتی توهین هم بهم کرد و اصلا محلم هم نداد و اینقدر خشک برخورد کرد و تلخ که هر کی نمیدونست فکر میکرد اون به من پول داده...اینقدر از خودم حالم به هم خورد که حد نداره.. من نمیگم به پام میافتاد ولی میتونست بگه دستت درد نکنه.... آخه آدم از غربیه انتظار نداره ولی از نزدیک ترین عزیزش چی؟؟؟

از همین لحظه به خودم قول میدم بدبختی ها و مشکلات دیگران اصلا به من ربطی نداره... هر کس میتونه مشکلش رو حل کنه ... بکنه... نمیتونه هم به اسفل السافلین.... 

وقتی بدبختی ها همه دنبال زهرا میگردن ... وقت خوشی یه نفر پیدا نمیشه... دلم میخواد این دل پر عاطفه به درد نخور رو دربیارم بیاندازم دور خیالم راحت بشه... والا.....

دیگه تحت هیچ عنوانی به هیچ کس کمک نمیکنم....


  • زهرا مهربون

نظرات  (۲)

زهرا جان با شناختی که من از شما پیدا کردم باز هم کمک می کنی ولی حساب شده تر من مطمئنم
پاسخ:
نه سیمین جون... اگر هم بخوام باز کمک کنم.. به این زودی ها نیست...
من هم مثل شما بودم و ۲ دفعه از بهترین دوستانم خنجر خوردم که قطع رابطه کردم باهاشون.
ولی درس گرفتم و فهمیدم به کسی که ارزشش رو داشته باشه باید کمک کنی و زیادی هم خوبی نکنی چون فک میکنن وظیفته!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">