کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

در اینجا روزانه های زندگیم را می نویسم

آخرین مطالب

خواهر شوهر

يكشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

پنج شنبه هفته پیش خواهر شوهر اسمس داده بود که بیاد خونمون و به دلیل ترافیک کاری من تازه ساعت 2 و نیم دیدم!!! همسری هم سر کار بود.. بهش تلفن کردم و گفت بیاد.. منم سریع اسمس دادم منتظرتم!! بعد سریع خونه رو مرتب کردم و دخترم رو خوابوندم و بدو بدو رفتم خرید و صلوات هم نذر کردم یه وقت بیدار نشه.. خلاصه همه چی آماده بود و خواهر شوهری اومد و برای دخترم یه بلوز عروسکی آورد (فکر کنم جای پاگشا) و عروسکش که مونده بود جا.. کلی با هم حرف زدیم دخترم مدام غریبی می کرد و اینقدر گریه کرد تا خوابش برد.. ازم پرسید چرا نیومدی پیش ما به خاطر .... بود؟؟؟ منم نگفتم همسری گفته بود، گفتم آره.. و یه سری حرف های بیخودی..ولی هیچ حرفی در مورد اختلافاتمون بهش نزدم.. چون خبرچینی و غیبت کار بدیه به خصوص غیبت پدر و مادر پیش دخترشون، چون هر چقدر هم با هم بد باشن از این حرفا ناراحت میشن..

شب چهارشنبه هم دعوت داشتیم خونه دوستم که یه خانواده دیگه رو هم دعوت کرده بودن و کلی خوش گذشت فقط حیف که صبح باید سر کار میرفتیم و نمیشد دیر برگردیم با این وجود ساعت یک و نیم رسیدیم خونه و سریع خوابیدیم.. دختر اون خانواده که چهار سالش بود بسیار حسود بود و اگه دخترم به گل موهاش دست میزد بهش اخم میکرد و دستش رو گاز می گرفت!!!!! دخترم معنای اخم رو نمیفهمید و مظلوم نگاش می کرد. الهی مادرت فدات بشه.. و عروسکش رو میداد و دوباره به زور از دستش میکشید.. منم دیگه طاقتم طاق شد و عروسکش رو بهش دادم و اسباب بازی های خوشگل دخترم رو جلوش گذاشتم.. و اون هم اومد باهاش بازی کرد.. از اونجا که نمیدونم بچشه خودم در آینده این اخلاق ها رو پیدا میکنه یا نه قضاوتی در این مورد ندارم...

خوبی این مهمونی این بود که آقایون در اتاق بودن قبل و بعد از شام و خانوم ها در سالن.. و این عااااااااااالی بود.. خیلی خوش گذشت و من فرداش زنگ زدم به دوستم و کلی ازش تشکر کردم..

همچنین هفته گذشته 5 کیلو سبزی قورمه سبزی که سفارش داده بودم با سه کیلو شوید آماده شد و با همسری رفتیم گرفتیم و من برای اولین بار شوید رو فریز کردم و سبزی قورمه رو هم به مقدار یه وعده برداشتم سرخ کردم و بقیه رو بدون سرخ بسته بندی و فریز نمودم.. مادر شوهری میگه بهتره.. وقت درست کردن سرخ میکنی و عطر و طعمش بهتر میشه.. گفتم امتحان کنم یه وقت جا نمونم!!!!

خوب برم به کارهام برسم..


  • زهرا مهربون

نظرات  (۱)

ســــلام علیکم


مطالبتان خوانده شد انشالله همیشه موفق باشید وعاقبت بخیر بشید



امام علی ع : خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند،‌که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم گر‌چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد، ... خداوند تقاص بندگان را از یکدیگر می‌گیرد، ‌تا جایی که هیچ‌کس نزد دیگری مظلمه‌ای نداشته باشد، آن‌گاه ایشان را برای حسابرسی می‌فرستد.







با مطلب حــــق النــــــــــاس مـــــــــــانع استجــــــــــابـــــــت دعــــا میشود به روزم






منــــــــــــــــنتظر نظرات ارزشمندتان در پایان مــــــــطلب هستیم





یاثارالله




[گل]
پاسخ:
سلام روزتون بخیر.. .. حدیث بسیار خوبی رو ذکر کردید. از لطف شما سپاسگذارم..امیداورم من رو از نظرات مفیدتون بی نصیب نکنید.. و من الله توفیق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">