کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

در اینجا روزانه های زندگیم را می نویسم

آخرین مطالب

ماه رمضون امسال

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۷ ب.ظ

خیلی وقته نیومدم و این به خاطر اینه که خیلی سرم شلوغه و به یه اداره دیگه مأمور به خدمت شدم و این اتفاق هم یه جورایی خوبه و هم یه جورایی بد...


همکارهای جدیدم خوبن و با یکی از همکار های خانوم خیلی دوست شدم...

همین اول کارم سریع یه تحولاتی توی اداره ایجاد کردم که رئیسم حسابی شاد و مشعوف شد...


ماه رمضون هم اومد و من امسال خیلی مثل سال های قبل جون ندارم برای روزه گرفتن...

یعنی مدام سرگیجه و دل ضعفه و حالت تهوع دارم و عصر هم که میرم خونه فقط میرسم مختصر کارهامو بکنم و به دخترم و همسری برسم و بخوابم....

بعد از افطار هم که کلا سنگین میشم و تا به خودم میجنبم ساعت میشه 12  و وقتی میخوابم ساعت 3 و نیم باید بیدار بشم و ......


حجم کارها توی ماه رمضون نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده... اصلا حوصله سر و کله زدن با ارباب رجوع ها رو ندااااااااااااااااااااااااارم....اما از اونجا که روزه گرفتن واجبه و اگه هر کس تمام موارد رو رعایت کنه حتی خوابش هم عبادته... روزه گرفتن رو دوست دارم...


البته نا گفته نمونه که توی این مدت کلی لاغر شدم...!!!!


دیروز بعد از اداره رفتم خونه مامان و با دخترم و همسری رفتیم خرید تره بار و باقالی و بامیه و ...


وضع معیشت مردم خیلی خراب شده.. تعداد افراد نیازمند دارن افزایش پیدا می کنن... خیلی جای تأسف داره که بعضی مدیران حقوق های بالای 100 میلیون دریافت کنن و کارمندها با این حقوق های مثلا قانونی که دوقرونش هم وقت پرداخت ها حساب میشه سر کنن...

مردم دارن هر روز از دیروز بی پول تر و بیچاره تر میشن...

این آدم های مثلا مسلمون دو روزه دیگه چه طوری میخوان جواب بدن؟؟؟؟

من یکی حلالشون نمیکنم...

همه ما داریم زحمت میکشیم... مفت خوری در هر شرایطی و پایمال کردم حق مردم در هر جایگاهی گناه بزرگی هست...

اینا همه حق الناس ... مطمئن باشن آه مظلوم و یتیم و تهی دست می گیرتشون...

از حضرت آقا خجالت نمیکشن؟؟؟؟ دیگه دزدی چه طوری میشه؟؟؟؟


آآآآآآآآه دلم خیلی از دست این مسلمون نماها پره.... خییییییییییییییییییییییییییییلی...


امشب تصمیم دارم خورشت بامیه درست کنم... این غذای مورد علاقه منه و همسری خیلی دوستش نداره...

ولی من عاااااااااااااااااااااااااااااشقشم...

دیروز برای دخترم دو تا جوجه خوشگل نارنجی و زرد خریدم... و امروز هم بردمشون خونه مامان... طفلی ها یه وقت میزنن آبشون رو میریزن... تا عصری می مونن تشنه..


التماس دعا




  • زهرا مهربون

نظرات  (۱)

التماس دعاااااا


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">