کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

کلبه عشق من و همسر آذریم

در اینجا روزانه های زندگی ام را می نویسم...

در اینجا روزانه های زندگیم را می نویسم

آخرین مطالب

تصمیم

سه شنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ

روز یکشنبه داشتم با یکی از دوستای دوران دانشجویی ام صحبت میکردم ... ایشون سال 90 ازدواج کرد و ما اکثر موارد راهکارهای موثر در همسرداری و روابط میان افراد مختلف به ویژه همسر و خانواده همسر رو بررسی کرده و موارد مناسب رو انتخاب و به کار میبریم..

اینطوری هم از تجارب هم استفاده میکنیم و هم از اشتباهاتمون درس میگیریم..

یه نکته که خیلی جالبه این بود که دوستم گفت: من تمام طول مدت تعطیلات نوروز رو روی خودم متمرکز شدم و از خودم مراقبت کردم که خدای نکرده حرف یا کار نامناسبی انجام ندم و نتایج خوبی رو هم به دست آوردم...

این حرف خیلی روی من تأثیر گذاشت..من دیروز به خودم قول دادم که من هم مواظب حرف ها و حرکات و فکرهام باشم و حتی در انتخاب کلمات مناسب دقت کنم.. سعی کنم عصبانی نشم.. افکار منفی رو از خودم دور کنم و در عوض انرژی مثبت به اطرافم بفرستم.. و دقیق و منظم باشم..

در طی این اقدام اولین کار این بود که دست از تنبلی بردارم به جای اینکه نمازم رو خونه بخونم ... اداره بخونم... علت اینکه من نمازم رو خونه میخوندم این بود که نمازخونه اداره کوچیکه و آقایون مدام در حال تردد هستن و گاها برخی نهارشون رو اونجا میل میکنن و چرتی هم میزنن و خانوم ها کمتر یا اصلا میرن نمازخونه و غالبا یا توی اتاقشون زیر انداز میاندازن و نماز میخونن یا مثل من میرن خونه..

بنابراین من دیروز با خودم گفتم لزومی نداره من به نفع آقایون کنار بکشم این همه مدت نمازم به آخر وقت بیافته چون اونها میخوان نماز بخونن و نهار بخورن و استراحت کنن... لذا رأس ساعت یک و نیم یعنی ابتدای شروع ساعت استراحت سریع رفتم نمازخونه و وضو گرفتم و قامت بستم و دیگه آقایون با دیدن کفش های زنانه  دم در نمازخونه داخل نیومدن و من با خیال راحت نمازم رو خوندم و شاد و سبکبال رفتم برای ناهار...

در دومین گام هزینه فرزند معنوی مو که 17 روز بود میخواستم پرداخت کنم و بالاخره دیروز به حساب واریز کردم و خیالم راحت شد..

بعد همش مواظب رفتار و حرکاتم و نوع کلمات و نحوه بیانشون بودم و انتقاداتم رو در غالب درد و دل و در لایه ای از تمجید از رفتارهای خوب طرف مقابلم و اشاره ای به نقاط ضعف بیان کردم و احساس کردم خیلی موثر بود..

همچنین سعی کردم دست از درست کردن غذاهای مفصل برای ناهار و شام بردارم و این غذاها رو اختصاص بدم به چند وعده در هفته تا  خودم خسته نشم و این خستگی روی رفتار و عملکردم تأثیر نذاره.. همسری بسیار استقبال کرد... لذا دیشب املت قارچ درست کردم و برای ناهار هم دم پختک گذاشتم...

تلفنمون هم بالاخره وصل شد...و من بسیار خرسند شدم...

شب ها شبکه قرآن یه برنامه های گفت و گوی خیلی جالبی داره ... یه وقت هایی که همسری سر کار باشه من این برنامه ها رو دنبال میکنم.. دیشب مهمان برنامه دارای مدرک پرفسوری در رشته شیمی بالینی بود و مطالب بسیار جالبی رو درباره آفرینش و عظمت خداوند و ... عنوان میکرد... من قبلا شنیده بودم که صدا باقی میمونه و دانشمندان در تلاش هستن تا صدای انسان های پیشین رو از کائنات دریافت کنند و این امر توسط دانشمندان مسلمان برای واقعه کربلا و شنیدن صدای امام حسین(ع) به شدت مورد توجه قرار گرفته بود...

اما ایشون دیشب اثبات کردن که صدا میمونه و من با خودم فکر کردم... الله اکبر.. چقدر زشته که صدای ما با این همه کلمات زشت و توهین و غیبت و حرف های بیهوده در کائنات باقی بمونه... پس باید خیلی مواظب کلاممون باشیم... حتی صدای ما و رفتار ما بر اشیاء پیرامون ما تأثیر میذاره .. مثلا در خونه ای که نوای قرآن در اون شنیده میشه و افراد خانواده با هم رفتارهای خوب دارن اشیاء هم تأثیر مثبت میپذیرن و به واسطه همین وقتی وارد این خونه ها میشیم حس آرامش در ما متبلور میشه اما در خونه هایی که خیلی موارد رعایت نمیشه در بدو ورود انسان حال خوبی نداره و احساس میکنه معذب هستش...

این مورد آخری رو من به وضوح احساس کردم.. در خونه هایی که افرادش متدین هستن و اهل حلال و حرام هستن احساس خوبی دارم اما در خونه هایی که رفتارهای نامناسب میان زن و شوهر و سایر افراد نامناسبه و فرد خمس مالش رو نمیده احساس تنش دارم ...

این آقای پروفسور 70 سالشون بود و گفتن: فرزندانم من 70 سال زندگی کردم بدانید که تا امروز هر چی کاشتم درو کردم... خوبی کردم خوبی دیدم و بدی کردم بدی دیدم پس در مقابل خداوند عصیان نکنید و فرمانبردارش باشید...

تمام این موارد دست به دست هم دادن تا از امروز بیشتر حواسم رو برای مراقبت از خودم جمع کنم...

یه برنامه هم باید برای خوندن نمازها و روزه های قضا بچینم... این یکی خیلی سخته... خدا خودش کمک کنه...

امیدوارم بتونم طوری زندگی و رفتار کنم که اون دنیا شرمنده مادرمون خانوم فاطمه زهرا(س) و آقامون امام زمان (عج) نشم...



  • زهرا مهربون

نظرات  (۳)

زهرا جان

سال نوت مبارک دوستم.

خیلی خوبه که با دوستت که خیلی هم دوست خوبیه مراوده داری و از هم درس می گیرین.

با تمام بند های نوشته ات موافقم و مهمتر از همه اینکه مواظب کلاممون و انرژی منفی و مثبتی که میفرستیم باشیم و به قول آقای دولابی در یک کلام مرنج و مرنجان

پاسخ:
سلام... مرسی که دوباره بهم سر زدی... عزیزم چرا نمینویسی..؟؟؟
اگر برنامه ای در مورد خوندن نمازها و گرفتن روزه های قضا داری لطفا به من هم بگو... سخت تو این مقوله موندم... دلم نمیخواد هر وقت فرصت داشتم دو رکعت نمار قضا بخونم .. دلم میخواد روند روزمره و مداوم داشته باشه ولی هر وقت برنامه ریزی کردم نتونستم اون طوری که باید ادامه بدم و شکست خوردم..
مرسی گلم..
  • یاس بی نشان *سلام بر حضرت مادر*
  • به نام او

    سلام

    سپاس از حضور نورانی تون

    نرم افزاری برای آموزش زبان

    بسیار بسیار عالی

    4ماه مداوم با نرم افزار کار کنید

    هم دایره لغاتتون زیاد میشه و هم مکالمه تون عالی میشه

    ***

    قیمت این بسته فقط 14000 تومن است و قابل نصب بر روی چند سیستم است

    فکر کنم خریدنش به صرفه تر باشه

    ***
    این هم عیدی وبلاگ "آهای انسان" به همسایه های وبلاگ بیان

    ***
    در پناه حضرت مادر
    ایام تون خدایی
    کربلا روزی تون
    موفق باشید
    یاعلی


  • یاس بی نشان *سلام بر حضرت مادر*
  • به نام او

    سلام

    دعوتید به مبحث سنگین هوای نفس و کنترل آن

    لطفا کمک کنید تا جمع بندی خوبی داشته باشیم!

    سپاسگزارم

    درپناه حضرت مادر
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام این خیلی عالیه... چشم هر چی در توانم باشه کوتاهی نمیکنم..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">